محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3183
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« و باقيمانده و شيره و پاره اى از گوشت و خون وى ميان ما و به نزد ما كشته « شد كه كمك مىخواست و نبود و انصاف مىخواست و نمىيافت . فاسقان « وى را هدف تير و آماج نيزه ها كردند و كشتند آنگاه بر او تاختند و جامه اش « ببردند . به پا خيزيد كه خدايتان خشمگين است . سوى زن و فرزند باز - « مگرديد تا خدا خشنود شود و گمان ندارم خشنود شود تا قاتلان وى را از « بادر آريد يا نابود شويد ، از مرگ بيم مداريد كه هر كه از مرگ بيم « كرده به ذلت افتاده ماننده قدماى بنى اسرائيل مباشيد كه پيمبرشان به آنها « گفت : « اى قوم ، شما با گوساله پرستى به خويش ستم كرديد سوى خالق « خود بازآييد و خودتان را بكشيد كه اين نزد خالقتان براى شما بهتر « است . » [ 1 ] « آنها چه كردند ؟ زانو زدند و گردن پيش بردند و به قضا رضا دادند « تا وقتى كه بدانستند كه خدا جز به صبورى بر كشته شدن از گناه بزرگ « نجاتشان نمىدهد . اگر شما را دعوتى همانند آن قوم كنند چه خواهيد « كرد ؟ شمشيرها را تيز كنيد ، نيزه ها را سر بزنيد و آنچه توانيد نيرو و اسب « فراهم كنيد تا دعوتتان كنند و حركت كنيد . » گويد : پس خالد بن سعد بن نفيل به پا خاست و گفت : « به خدا اگر مىدانستم كه با كشتن خودم از گناه برون مىشوم و « پروردگارم از من خشنود مىشود خودم را مىكشتم اما قومى كه پيش « از ما بودهاند به اين كار مأمور شدهاند و ما از آن ممنوع شدهايم خدا و « مسلمانان حاضر را شاهد مىگيرم كه هر چه دارم بجز سلاحى كه با آن با
--> [ 1 ] إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ 2 : 54 بقره : آيهء 54